یه جفت پا و یه جاده
  
 
 
بهمن 1384
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
 
آرشیو
 
شنبه 16 مهر ماه سال 1384
بی پرده

 

در این شب بی پرده ، عریان شو از این بوسه 

عریان شو به ضرب ِ عشق ، این لحظه همین بوسه

 

عصیان زده چون موجم ، بر ساحل آغوشت

جزر و مدی از خواهش ، بر جذبه ی تن پوشت

 

لمس ِ تو حریق ِ شب ، هُرم ِ نفس ِ خورشید

فصلی که زمان در خویش ، تن ریخت ، غزل رویید

 

رویای حقیقت پوش ، تردید ِ یقین آلود

باید که ترا سر رفت ،  باید به تو عاشق بود !

 

من با تو به شکل ِ عشق ، من با تو به شکل ِ ما

بی مرز ترین تصویر ، از دلهره ی دریا

 

هر لحظه ی این شب را  ، صد بوسه قرق کرده

عریان شو بپوشانم  ، در این شب ِ بی پرده

 

از آبی و آب و ابر  ، تا سبز  ِ تو می رقصم

همپای تو می رویم  ، با نبض ِ تو می رقصم

 

تا تو که گریزی نیست ، با من که محابا نیست

ما آخر  ِ این راهیم ،  راهی که پس از ما نیست .

 

شهریور 84


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 18742


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها