بگو از این همه مشت تکیده بر دیوار
که بغض را به شکستن نشسته ای این بار
بگو دوباره بگو ، از من و ستاره بگو
دوباره بر تن تقویمها ترانه ببار
بگو عزیز هم آواز باز از پرواز
از اوج خاطره از خوب اولین دیدار
بگو ، سکوت تو مرگ تمام رویاهاست
بگو که بشکفم از تو به رغم این آوار
عزیز شب زده ٫ بومی ترین ستاره ی من
برای خالی شعرم دوباره واژه بیار
نگو نمی شود این بار هم ٫ بماند و بعد . . .
کدام بعد ؟ بعید است از تو این انکار
در انتهای همین بیت می رسیم به باد
همیشه را به تو تقدیم می کنم ٫ بر دار
آذر ۷۸ |